نایت هاوک اولین هواپیمای استیلس قابل بهره برداری (operation) جهان است.این هواپیمای تک نفره به منظور حملات پیشگیرانه و نفوذهای سریع و عمیق به نقاط استراتژیک دشمن و نابودی اهدافی که از آنها به شدت محافظت می شود طراحی گردیده است.
طراحی منحصر به فرد این هواپیما توانایی های استثنایی به آن می بخشد. آندازه آن حدود F-15 است و از دو موتور توربوفن F404 جنرال الکتریک بهره می بردو توانایی سوخت گیری هوایی آن را به هواپیمایی با برد نا محدود تبدیل کرده است. مهمات گوناگونی بر روی آن قابل نصب است و دارای سیستم های هدایتی - تهاجمی پیشرفته ای است که باعث دقت در حمله و کاهش کار خلبان می گردد.
به طور عمده از المینیوم ساخته شده و پنل های بدنه آن صاف هستند که وظیفه آنها انعکاس دادن امواج راداری در جهتی خلاف فرستنده و منحرف کردن انهاست که از دیده شدن هواپیما در رادار جلوگیری می کند.کلیه سطوح و اجزای این هواپیما با مواد گوناگونی که امواج راداری را جذب می کنند پوشیده شده است. برای کاهش بیشتر بازتاب امواج راداری لبه های آن را با زوایای خاصی طراحی کرده اند.ورودی پره پره و خروجی باریک موتور این هواپیما که به (platypus) معروف است از قطعات کوچکی که جاذب گرمایند پوشانده شده است. این طراحی باعث کاهش شناسایی آن توسط سنسور های حرارتی می شود.
این هواپیما در عملیات طوفان صحرا در عراق و عملیات ناتو در یوگسلاوی مورد استفاده قرار گرفته است.در جریان عملیات طوفان صحرا ۳۶ فروند از این هواپیما برای حمله به اهداف محافظت شده به کار برده شد و تنها هواپیمایی بود که اجازه حمله به اهداف داخل شهر بغداد به آن داده شد. این هواپیما به طور عام با دو بمب ۲۰۰۰ پوندی GBU-27 مسلح می شد که برای نابودی نیروگاههای برق دفاع ضدهوایی فرودگاهها و انبارهای مهمات بسیار مناسب بود.
در این زمان ۳۰۰۰ توپ ضدهوایی و ۶۰ سایت پرتاب موشک های زمین به هوا از شهر بغداد محافظت می کرد.ولی با این وجود این هواپیما با انجام ۶۹۰۰ ساعت پرواز بیش از ۲۰۰۰ تن بمب را بروی اهداف تعیین شده پرتاب کرد.
در جنگ یگسلاوی این هواپیما از پایگاه های خود در ایتالیا و آلمان به پرواز در می آمد. در دو شب اول حمله این هواپیما به ۹۰ هدف تعیین شده حمله و انها را نابود کرد.در جریان همین حملات بود که اولین فروند از آنها مورد اصابت موشک یک جنگنده میگ ۲۹ به خلبانی ستوان یکم میلاویچ که بادید چشم خود مورد شناسایی قرارد داده بود قرار گرفت و سقوط کرد البته لاشه جنگنده بعدآ به شوروی انتقال یافت.

براي هواپيما،پنهانكاري در نگاه اول به معناي مخفي ماندن از ديد رادار است.از زماني كه حسگرهاي الكترونيك جايگزين چشم شدند تا هواپيماها را كشف كنند و به خصوص بعد از جنگ جهاني دوم فرماندهان نظامي و طراحان هواپيما به اين نتيجه رسيدند كه نياز به هواپيمايي است كه بتواند خود را از ديد دشمن پنهان سازد و ماموريتها ي مرگبار را بر فراز خاك دشمن در بالاترين درجه امنيت به انجام برساند.F-117Aبه طور مثال در طي جنگ خليج فارس در سال 1991 ،هواپيماهاي نايت هاوك اف-117 آ در نخستين شب حمله تولانستند بدون اينكه كشف شوند بر فراز بغداد به پرواز درآيند و بمبهاي هدايت ليزري خود را با هدفگيري دقيق رها سازند.نايت هاوك ها با استفاده از فناوري پنهانكاري خود توانستند 1271 عمليات مرگبار را بدون از دست دادن حتي يك فروند از هواپيماها به انجام برسانند.البته اين تصور كه يك هواپيما مي تواند صد در صد پنهانكاري ساخته شود اشتباه است.تا كنون هيچ هواپيمايي به طور كامل نامرئي ساخته نشده است.به طور كلي هواپيماهاي پنهانكار ا كاهش سطح مقطع راداري خود تا كوچكترين حد ممكن توانسته اند خود را از ديد بسياري از سامانه هاي دفاعي متعارف پنهان سازند.




فناوري پنهانكاري:


همانطور كه اشاره شد بعد از جنگ جهاني دوم طراحان هواپيما دست به كار شدند تا هواپيمايي بسازند كه بتواند از ديد رادار پنهان بماند اما اين كار براي مدتها انجام نپذيرفت.يكي از مهمترين دلايل آن ناتواني طراحان براي تعيين مقدار دقيق بازتابش امواج رادار از سطح هواپيما بود.در قرن نوزدهم«جيمز كلرك مارسول» فيزيكدان اسكاتلندي يك سري فرمولهاي رياضي را تكميل نمود تا مقدار پرتو الكترومغناطيسي كه از روي يك شكل هندسي خاص بازتابش مي يابد را تعيين نمايد.معادلات او بعدها توسط يك دانشمند آلماني به نام«آرنولد يوهانس سامرفيلد» تصحيح شد اما باز هم براي مدتي طولاني حتي پس از آنكه طراحان هواپيما تلاش كردند تا سطح مقطع رادار هواپيمايي مانند u-2و.A-12را در اواخر دهه 1950 كاهش دهند.بزرگترين مانع بر سر راه آنان،نقص مدلهاي تئوري براي چگونگي بازتابش رادار از روي يك سطح بود.در دهه 160 يك دانشمند روس به نام«پيوتر اوفينتسف» شروع به تكميل معادلاتي براي پيشگويي ازتابش امواج الكترو مغناطيسي از روي اشكال ساده دو بعدي كرد.نتايج او به طور منظمي گردآوري شده سپس به انگليسي ترجمه گرديد و در نهايت براي دانشمندان ايلات متحده فراهم شد.در اوايل دهه 1970 تعداد كمي از دانشمندان،رياضي دانان و طراحان هواپيماي امريكا دست به كار شدند تا دريابند آيا مي توانند با استفاده از اين تئوريها هواپيمايي بسازند كه سطح مقطع راداري آن به طور اساسي كاهش يافته باشد يا خير.سرانجام شركت لاكهيد مارتين در چارچوب يك قرار داد با موسسه طرحهاي تحقيقاتي پيشرفته كار بر روي جنگنده پنهانكار F-117 A Nighthawk را آغاز كرد.


F-117 ANighthawkجزو پرونده هاي سياه امنيتي و پژوهشي امريكا بود و عنوان فوق سري را يدك ميكشيد.اين هواپيما تاسال 1980 در انظار عمومي قرار نگرفت.


F-117 ANighthawkنهايتا در 1989 وارد جنگ شد و در طول جنگ پاناما و دو سال بعد در جنگ خليج مورد استفاده قرار گرفت.